شب یلدا، شب چله، تاریخ شب یلدا، تاریخ شب چله، هندوانه، مقاله، باقری حمیدی
شبِ یلدا، تولد خورشید بیپایان
عبداله باقری حمیدی
- آیین
آیین مبارزهیِ آشکار انسان با سکون و مرگ است. آدمی در درازایِ «زمانِگذشته» همواره خطر مرگ را پیش چشمانش حسکردهاست. از دورانی که آدمی نوشتن نمیتوانسته، آگاهی چندانی در دست نیست. از زمانی که تاریخ زندگیِ آدمی با نوشتنآغاز شده، نویسندگانِ بزرگ هراس انسان را از مرگ و روشهایِ آدمی را برای گریز از مرگ و حسِ مرگ نوشته و نیز راههایی برایِ فراموش کردن مرگ به انسان آموختهاند. بر اساسِ نوشتههایِ ارزشمند نویسندگان، آدمیان اجرایِ آیینها را بهترین راه برای امیدوار کردن انسانها به زندگی یافته و اجرا کردهاند.
اجرایِ «آیین» نیازمند گردآمدنِ همگان در یک مکان است. آیین روشی جمعی برای اجرای نمادین مبارزه با نیستی و امید به زندگی است. آیینهای ماندگار همه با شرکت گروههای بزرگ مردم اجرا شدهاند و هنوز هم اجرا میشوند. زمانی که تمام انسانها یکجا گرد میآیند، با یکدیگر به گفتگو میپردازند، به همدیگر کمک میکنند و از زبانِ رهبران آیین میشنوند که زندگی همچنان ادامه خواهد یافت. آیین را هیچ انسان تنهایی نمیتواند اجرا کند. «نوشتن» تنها آیین فردی است که نویسندگان اجرا میکنند و برای همگان تقدیم مینمایند.
در آیین جنبهیِ اجتماعیِ شخصیتِ انسان با شخصیتِ اجتماعیِ دیگران پیوند مییابد. هراس از مرگ و نیستی در تنهایی به سراغ انسان میآید. هنگامی که انسانی در میان هزاران انسان دیگر است، ترسی از مرگ ندارد. او هستی خویش را به هستی دیگران پیوند میزند و به یاری دیگران امید میبندد. جماعت انسانها با اجرای آیینها توانستهاند خود را از گزند طبیعتِ مرگبار، سرما و گرمایِ کشنده و همچنین آزمندی انسانهای دیگر برکنار بدارند.
اجرای آیین روشی برای کسب هویت نیز بوده است. هنوز نیز ملتها خود را مالک برخی آیینها میپندارند. اجرای مشترک آیین میان مردم یک قوم یا یک ملت هویتی تاریخی به آنها میدهد. آیینها «داراییِ فرهنگی» انسانها هستند. شب یلدا آیینی است که قومها و ملتهای فراوانی در جهان به اجرای آن میپردازند و از این راه به احساس یکپارچگی با یکدیگر دست مییابند. جزییات آیین شب یلدا و آیینهای دیگر دارای ویژگیهایی است که از طبیعت سرچشمه گرفته و به علت ماندگاری جاودان طبیعت در میان قومها و ملتهای جهان جاودان ماندهاند. آیینها انسانها را یکجا گرد میآورند. در شب یلدا نیز انسانها در قالبِ خانوادهها یک جا گرد میآیند تا طولانیترین شب سال را به روز برسانند. آیین شب یلدا از پایدارترین آیینهای بشری است. جشن گرفتن شب یلدا تاریخی کهن دارد.
- یلدا
یلدا واژهای سُریانی است. این واژه در گفتار اعراب سوریهی تحت حکومت امپراطوری رُم به شکل تولد، میلاد، ولادت و ولد درآمد. در میان فرهنگهایِغربی نیز، کلمهی نوئل ریشه در همین واژهی یلدا دارد. اقوام دیرین هندو ایرانی و هندو اروپایی از روزگاری دور، طولانیترین روز را در اول دیماه با عنوان تولد خورشید جشن میگرفتند. تشخیص دقیق تغییر زمان شب و روز در آن روزگار شگفتانگیز به نظر میرسد. با این حال، این تشخیص درست انجام گرفته و از گذشتههای دور بدان اشاره رفته است. ابوریحان بیرونی در آثار الباقیه مینویسد «روز اول ماهدی، خور روز نامیده میشود (ص 255)». در برهان قاطع (جلد چهارم) نیز آمده: یلدا شب اول زمستان و شب آخر پاییز است که اول جدی و آخر قوس باشد، و آن درازترین شبهاست در تمام سال، و در آن شب و یا نزدیک به آن شب، آفتاب به برج جدی تحویل میکند، (صص 8- 2447). این نوشتهها توصیف واقعیتی ماندگار است، اما یلدا تاریخی به درازای حضور انسان بر روی زمین دارد.
- تاریخ یلدا
ایرانیان یلدا را از بابلیها یاد گرفتند و آن را پس از سالها برگزاری با عنوان تولد خورشید و یا تولد خود مهر (یا میترا) به قالب آیینهای مردمی درآوردند. تردیدی نیست که شب چله (یلدا) یادگار انسانهای گلهدار است. سرمای زمستان و امکان تمام شدن علوفه تنها برای انسان گلهدار معنای وحشتبار دارد. انسانگلهدار از طولانی شدن شبها در پاییز متاثر میشود و نیایش میکند تا خورشید نیروی تازه گیرد- باری دیگر متولد شود- و امید انسانها همچنان برای پاسداشت زندگی، پرنشاط و شاد باقی بماند. تولد خورشیدِکودک، یا میترا را با تمثیلی از تولد کودک آدمی بیان نمودهاند. نخست روزهای وحشتبار و سرد باید بگذرد تا بتوان کودک را شستشو داد. این دوره چهل روز طول میکشد، نامش نیز چلّهی بزرگ است. واژهی چلّه هم به معنای سردی است و صورت انگلیسی آن chilling هنوز رایج است. عدد چهل زبان پارسی نیز، علاوه بر تشابه آوایی با چلّه، مدت زمان چله را نیز نشان میدهد. چلّهی کوچک هم بیست روز است. اگر کودکی این دو چله را پشت سر بگذارید، دیگر از خطر مرگ گریخته و رو به گرمای زندگی و نور آن وارد شده است، زیرا مهر (میترا) نگهبان اوست. میترا، خدایی بود که از نور مطلق ساخته شده بود، پس خورشید به آن منسوب میشد. آتش نیز که یکی از عناصر چهارگانهی هستی به شمار میرفت، به نام میترا مورد تقدیس و احترام قرار میگرفت. رنگهای سرخ، زرد، نارنجی و طلایی از رنگهای منسوب به میترا (مهر) شمرده میشد و میان جانواران قویترین و زیباترین آنها یعنی شیر به میترا (مهر) منسوب میشد. از این روی شیر و خورشید منسوب به میترا، خدای روشنایی و گرمی و زندگی برای ایرانیان تا چهل سال پیش مورد احترام بود. از میان گیاهان نیز، لوتوس (نیلوفر آبی)، گل ارغوان و گل آفتابگردان از مظاهر میترا (مهر) یا خورشید بوده و بهترین فلز یعنی طلا هم با نام او تداعی میشد. این ویژگیها در انتخاب هندوانه به عنوان میوهی خاص شب یلدا تأثیر داشته است.
- هندوانه
خوردن هندوانه را به دلیل تأثیر آن در از بین بردن ترس و لرز سرمایِ زمستانی ذکر کردهاند (ابوریحان بیرونی). این تعبیر درست به نظر نمیرسد، زیرا اول دی زمان عادی برای خوردن هندوانه نیست. این عمل در زمانی غیرعادی انجام میگیرد، پس باید رمزی در آن باشد. به گمان من، شکل و رنگ هندوانه در انتخاب آن مؤثر بوده است. شکل کروی هندوانه نشانی از زمین و خورشید است. رنگ سبز پوست هندوانه یادآور سرشاری رویش و زندگی بر روی زمین است. اندرون سرخ رنگ آن نیز یادآور سرخی خورشید است. زمین و خورشید در هندوانه جمع آمدهاند. همچنین هندوانه نشانه و یادگاری از تابستانِ گرم است. هندوانه را نگه میداشتند تا این باور پایدار بماند که تابستان هرگز نمیمیرد، و اگر مدت زمانی ناپدید میشود، در درون خود دانههای رویش را نهفته دارد. با ریختن دانههای آن به خاک، سرسبزی بار دیگر سر بر خواهد آورد. خوردن هندوانه در شب یلدا، تا حدّی در تمام مناطق ایران همچنان پابرجاست.
- یلدا در کشورهای دیگر
بر پای داشتن جشن شب یلدا در کشورهای دیگر هم سابقه دارد. در یونان باستان، دیونیزوس (در بعضی شهرها با نام باکوس شناخته میشد) با گردونهای که دوازده پلنگ آن را میکشید، آورندهیِ شادی بود. دیونیزوس، خدای شراب و زندگی، همزمان با پایان پاییز و آغاز زمستان وارد شهرها میشد و با خود شادی میآورد. هنگامِ سختی و در تنگنای زندگی، یونانیان باستان خواستار پدیدار شدن دیونیزوس میشدند. در نمایشنامههای اودیپ شهریار و آنتیگونه، هر دو از نمایشنامهنویس شهیر یونان- سوفوکل (490- 405 ق. م) همآوازان، آمدن دیونیزوس را نیایش میکنند.
در رم باستان، همزمان با یلدا جشن خورشید شکستناپذیر برگزار میشد. گفته میشود که امپراطور هلیوگابالوس این آیین را از مناطق روم شرقی اقتباس و در امپراطوری رایج کرده بود. با گسترش مسیحیت، و در قرن چهارم میلادی، جشن یلدا را جشن کریسمس نامگذاری کردند و چنین قرار شد که یلدا یا تولد خورشید، همان تولد مسیح باشد. به طور معمول، ششم ژانویه را جشن کریسمس میپنداشتند زیرا اعتقاد داشتند مسیح در چنین روزی غسل تعمید شده است. در سال 350 میلادی، در رُم بیست و پنجم دسامبر را کریسمس نامگذاری کردند که به تدریج کلیسا نیز با آن موافقت کرد. این روز فقط چهار روز پس از شب یلدا بود و دلیل این تفاوت نیز اشتباه در محاسبه بدون حساب کردن سالهای کبیسه بوده است. بسیاری از آیینهای شب یلدا مانند افروختن آتش، تزیین درخت، پوشیدن لباس سرخ رنگ، و درست کردن افرادی به نام بابانوئل یادگار آیینهای شبِیلدا در روزگار امپراطوری رُم میباشد. درخت کریسمس با ستارهای در بالای آن تقلید اندیشهیِ ایرانیان باستان است. ایرانیان اعتقاد داشتند که مهر بالای درخت کاج متولد شده است.
در این سوی زمین، مردم گلهدار از روزگاری بینشان شب چله را جشن گرفتهاند. این شب پایان کوتاهی روز و آغاز دراز شدن روز است. از شب یلدا امید به روزهای گرم با خورشید زندگیبخش در آسمان مردم را شاد کرده است. این شادی شایستهیِ جشن گرفتن بوده است.
- شبِ یلدا در دنیای امروز
امروزه، پس از سپری شدن هزاران سال و رنگ باختن بسیاری از باورها و اعتقادات فرامادی، آیین جشن شب یلدا همچنان پایدار مانده است. شب یلدا، نیرویی است که انسانهای گسیخته از هم را یکجا گرد میآورد. خوردن هندوانه یادگار آیین کهن است، اما بیشتر نقطهای است که توجه انسانها را در یکجا گرد میآورد. شب یلدا، زمان رهایی انسان از روزمرگی زندگی است. یلدا واژهی شگفتی است که انسان را به اندیشیدن میکشاند و در پرتو اندیشههای جدید راههای تازه و روشنی را در تیرگی هستی به انسان باز مینماید. یلدا خود امید است و امید، درست مانند اصل این آیین، یعنی میترای شکستناپذیر نابود شدنی نیست.
- یلدا در میان هراس و امید و دگرگونیهای سال 1401
در چهل و چهار سال حکومت روحانیون شیعه در ایران، رودخانههای جاری کشور همگی خشکیده، دریاچهها و تالابهای بزرگ خشک شده و به خاطرهای تبدیل شدهاند. جنگلهای گیلان، مازندران، قرهداغِ آذربایجان، جنگلهای بلوط لرستان و جنگلهای اورامانات کردستان بر اثر آتشسوزیها و قطع درختان به شدت آسیب دیدهاند و در تهدید نابودی کامل هستند. در محیط زیست کشور نشان اندکی از صدها گونهی جانوری باقی مانده است. ویرانی به خاک هم رسیده و به دلیل استخراج معدن کوهستانها همه در حال ویرانی هستند. وضع اقتصادی کشور بشدت آشفته است. افزایش سرسامآور قیمت کالای اساسی، بحران نرخ ارزهای خارجی، بیارزش شدن پول ملی و نبود هیچ روزنهای برای بهبود مردم را در یک پریشانی فکری قرار داده است. پول فراوانی به دست تنها ده درصد مردم افتاده و این گروه کوچک با هدایت پاندولی پول به سمت خرید و فروش ماشین، زمین، مسکن و طلا (در شکل سکههای بهار آزادی) سبب تورم بیسابقهای در نرخ اتوموبیل، مسکن و زمین شدهاند. شکاف طبقاتی چنان گسترده شده که دیگر امکان ایجاد پلی برای نجات طبقهی پایین و متوسط به نظر نمیرسد. فساد مالی در شکل دزدیهای چند هزار میلیاردی و فساد اداری در شکل رشوه گفتمانِ رایج در جامعه است. فرهنگ کشور از هم پاشیده و هیچگونه روح ملی برای یکپارچگی مردم نمانده است. رفتار مردم در مسابقات فوتبال جام جهانی قطر بخوبی از هم گسیختن روح ملی را آشکار کرد. نخواندن سرود حکومتی روحانیون شیعه، خوشحالی مردم در باخت تیم حکومتی در یک بازی فوتبال، و مسخره شدن گروه تماشاگران اعزامی از طرف حکومت به قطر توسط رسانههای جهان همه نشانههایی از فروپاشیدن روح جمعی در مردم ایران بود.
به دلیل تمام این عوامل ویرانگر، امسال از 22 شهریور مردم ایران به پیشگامی دانشجویان، جوانانِ فرهیخته، هنرمندان، ورزشکاران و کنشگران سیاسی اعتراضی تاریخساز را بر علیه حکومت روحانیون شیعه آغاز کردهاند. خواستهیِ این جوانان و کنشگران دگرگونی بنیادین در سیستم حکومتی است. حکومت نیز از نیروی سرکوب خویش استفاده میکند. صدها جوان کشته شدهاند، هزاران جوان فرهیخته بازداشت شده، گروهی هنوز زندانی هستند و دو نفر اعدام شدند. در چنین فضایی نمیتوان برای پاسداشت یک آیین کهن شاد شد. من گردآمدن خانوادهها را در یک مکان محترم میشمارم، اما یاد جوانان کشتهشده، زندانی و نگران را نمیتوانم از فکرم دور بدارم. هنگام نشستن در یک خانه، به خانوادههای سوگوار و نگران هم فکر بکنیم.
این وبلاگ مکانی برای نمایش مقالههای عبداله باقری حمیدی در «نقد ادبی»، «نطریههای ادبی» و «گفتمان اجتماعی-تاریخی» است.