کووید 19، کرونا، پاندمی کرونا، باقری حمیدی، مقاله
ویروسِ تاجدار و انسانِ بیتاج
گسترش ویروس کووید 19 یا کروناویروس از آذرماه 1398 شروع و بسرعت به یک پدیدهیِ جهانی تبدیل شد. وحشت گرفتار شدن به ویروس هراسی بیپایان در میان مردم پدید آورد. با گذشت روزها، ویروس پرتوانتر و مردم ناتوانتر شدند. خبرهای نگرانکنندهای از شهر «ووهان» چین میرسید. ویروس ریزی در شهر راه افتاده بود و با تاجهای ریز خود به انسانها می چسبید و آنها را بر خاک میافکند. همهگیری ویروس گفتمان جهانی شده بود و بسرعت به موضوعِ جنگ دنیای سرمایهداری به رهبری امریکا و سوسیالیسم به رهبری چین تبدیل شد. حکومت سوسیالیستی چین شهر «ووهان» را در قرنطینهیِ شدید قرار داد. کسی اجازهیِ خارج شدن از خانه را نداشت و نیروهای دولتی خوراکی و نیازهای بهداشتی مردم را هر روز در بستههایی به خانههای مردم میرساندند. ویروس کووید 19 کشورهای ژاپن و کره جنوبی را در بر گرفت. در روز جمعه دوم اسفند انتخابات مجلس شورای اسلامی در ایران برگزار شد و دو روز بعد در چهارم اسفند 1398 حکومت جمهوری اسلامی ایران از مردم خواست که در خانه بمانند. شعار «در خانه بمانید» گفتمان روز جهانی شد. رسانهها قدرت بیشتری گرفتند و مردم ناچار گوش به رسانههای حکومتی داشتند تا خبرهای ناگوار بیماری و مرگ را بشنوند و لرزه بر اندامشان بیفتد. جشنهای سال در ایران - چهارشنبهسوری، نوروز و سیزدهبدر- بدون دیدارها و میهمانیها سپری شد. هر کسی سر در لاک خود فرو برد و چشم براه روزی ماند که خود نیز گرفتار شود.
شتاب گسترش بیماری جهانگیر بحرانی بزرگ در اقتصاد جهان پدید آورد. کارخانههای بزرگ در جهان ناگزیر تعطیل شدند و یا به تولید دستگاه ونتیلاتور برای استفاده در بیمارستانها پرداختند. گردشگری در سراسر جهان از حرکت بازایستاد و شرکتهای بزرگ هواپیمایی برنامههای پرواز خود را به تمامی لغو کردند. اقتصاد سرمایهداری به بنبستی دشوار رسید، کارگاههای کوچک تعطیل شد. شرکتهای مسافرتی، بنگاههای هواپیمایی، شرکتهای اتوبوسرانی و هر نوع وسیلهیِ جابجایی انسان در دنیای مدرن از کار افتاد و میلیونها انسان در کشورهای گوناگون کار خویش را از دست دادند. فروشگاههای بزرگ کوچکتر و درِ فروشگاههای کوچک بسته شد. مدرسهها، دانشگاهها، سینماها و مراکز فرهنگی و تغریحی تعطیل شد و انسانِ مدرن ناگهان خود را در پرتگاهیِ هولناک احساس کرد. ویروسی کوچک با زایدههای تاجمانند از جایی ناپیدا در طبیعت به دنیای انسانی هجوم آورده بود و انسان و اجتماعِ انسانی را از پای میانداخت. ویروس تاجدار جان میگرفت و انسانها جان میدادند.
در ایران و در زمان اوج قدرت حکومت روحانیون شیعه، مکانهای زیارتی تعطیل شد. بیان تعطیلیِ زیارتگاهها برای تمام کارگزاران حکومت دشوار بود. حسن روحانی، رئیس جمهور ایران با استعاره و بیانی مبهم بستن درگاههای زیارتگاهها را بیان کرد. پس از سالها در رویارویی با یک پدیدهیِ جهانگیر طبیعی، دین و علم در برابر یکدیگر قرار گرفتهبودند. مردم عوام به سختی میتوانستند بهپذیرند که دین توانایی پاسخگویی به تمام مسایل زندگی انسان را ندارد. گروههای کوچکی از مردم به رهبری یک روحانی سنتی در برابر مکانهای زیارتی گرد میآمدند و خواستار باز ماندن آن مکانها میشدند. گریستن مردم در پشت درهای بستهیِ زیارتگاهها، لیسیدن و مالیدن دستها و صورت به زره طلاپوش قبر در فضای مجازی پخش میشد. صداهایی هم از علمای سنتی به گوش میرسید. آنها بر این باور بودند که بارگاههای زیارتی به ویروس کووید 19 آلوده نخواهند شد و روح موجود در آن بارگاه ایمنی کافی فراهم میآورد. این گروه اندک بزودی ساکت شدند و زیارتگاههای مشهد، قم، شیراز و دیگر شهرها تعطیل شد. مسجدها تعطیل شد و تشریفاتِ طولانی «مجلس ختم»، «سومین روز خاکسپاری مرده» و «چهلمین روز خاکسپاری مرده» به ناچاربرگزار نشد. مردم سنتی به سختی توانستند این دگرگونیهای رفتاری را تحمل نمایند، اما دستور مقامهای بهداشتی هر گونه «تشریفات» پس از خاکسپاری را تعطیل نمود. راهپیماییهای خیابانی که سالها پشتیبانیکنندهیِ حکومت و تهدیدی برای مخافان داخلی حکومت بود انجام نشد و رهبران دینی و سیاسی حکومتی ناگزیر سخنان خود را از طریق «ویدئوکنفرانس» در تلویزیون حکومتی بیان کردند. پس از سالها، برای نخستین بار تصویر پزشکان و پرستاران در شبکههای تلویزیونی بسیار بیشتر از تصویر رهبران و مقامات سیاسی دیده میشد. ویروس بسیار ریز کووید 19 جان پیرمردان را بیشتر تهدید میکرد و سالخوردگی بسیاری از رهبران و مقامات دینی- سیاسی ایران سبب شده بود آنها در خانههای خود دربند بمانند تا در گام پایانی شیشهیِ زندگیشان با ویروس ناچیزی درهم نشکند.
تعطیلی اقتصاد، مراکز آموزشی و فرهنگی در سراسر جهان سکونی شدید پدید آورد. در کشورهای زیادی بحران مالی، بیکاری فزایندهیِ نیروی کار و نیاز مردم فراوان به کمکهای حکومتی پدیدار شد. در ایالات متحدهیِ امریکا بیستوسه میلیون نفر کار خود را از دست دادند و نیازمند استفاده از بیمه بیکاری شدند. در ایتالیا، اسپانیا، فرانسه و انگلیس نیز گسترش ویروس کووید 19 کشور را در یک بحران بهداشتی و مالی شدیدی فرو برد. در ایران نیز، تعطیلی مراکز کار، ادارههای دولتی و مراکز آموزشی و فرهنگی بیکاری پنهانی را در شکل بحران اقتصادی آشکارتر کرد. برابری ارزش پول رایج در ایران (تومان یا ریال) در برابر ارزهای خارجی به شدت کاستهشد. افزایش قیمت دلار سبب بالا رفتن روزانهیِ قیمت وسایل ضروری زندگی شد. قیمت مسکن و اتوموبیل در جریان چهار ماه چندین برابر شد. این افزایش قیمت سبب ایجاد فاصلهیِ شدید طبقاتی در میان مردم گردید. گروه اندکی با استفاده از وابستگیهای حکومتی پول فراوانی ببدست آوردند و درصد بسیار بالایی از جمعیت کشور چشم و گوش به دهان و دستِ یاریدهندهیِ دولت دوختند تا اندک پولی به آنها بدهد. در میان مردم روحیهیِ «گدایی» رشد کرد. فکر تشکیل حزب، سازمان و گروه برای یافتن راهی اقتصادی برای مردم ایران فراموش شد و چشمِ امید به دروازهیِ حکومت دوخته شد. سکون رخوتناکی سراسر جامعه را در بر گرفت.
مردان و زنان، جوانان و کودکان، سالخوردگان و کمسالان همه در خانههایشان ماندند و به دستور مقامات بهداشتیِ حکومت سرگرم شستن دستهایشان شدند. دستهای انسانی به عاملی بزرگ در گسترش ویروس کووید 19 تبدیل شد و هر انسانی ناچار شد هر روز بارها دستهای خود را با آب و صابون بشوید و یا آنها را گندزدایی کند. وحشت جاری در اجتماع و کشورها وارد خانهها شد و هر فرد انسانی را در دست خود گرفت. دستها با انسانها بیگانه شدند و دیگر کسی دست دوستی به سوی کسی دیگر دراز نکرد. انسان پیشرفته ماسکی بر صورت زد و دستکشی در دستهایش پوشید و توان گویشوری و قدرت دستان خود را پنهان نمود. انسانها از هم فاصله گرفتند. فاصلهها آرامآرام طولانی شد. دوستیها از دنیای مادی کوچ کرد و در دنیای مجازی با واژگان و نشانههای اینترنتی ساکن شد. انسان تنها شد و در تنهایی خویش به بیماریِ طاعون در دنیای باستان و سدههای میانه، بیماری چزام و وبا در سدهیِ نوزدهم، سارس، مالاریا و ایدز در سدهیِ بیستم و اکنون ویروس کووید 19 در سدهیِ بیستویکم اندیشید و به ناتوانی خویش در برابر نیروهای طبیعت گواهی داد. ویروس کووید 19 کشورهای چین، کرهجنوبی، ژاپن، ایران، ایتالیا، اسپانیا، ایالات متحده امریکا، ترکیه و دیگر کشورها را گرفتار کرد و به دیگر کشورها نیز جاری شد. انسانِ پیشرفته با ابزار پیشرفتهیِ خویش در هر جای جهان زمینگیر شد و ناتوان از پیشگویی آینده در تنهایی خود فرو رفت.
در روزهای سخت «در خانه بمانید» انسانهای بزرگی درگذشتند. نخستین انسان بزرگ فریبرز رئیسدانا صبح ۲۶ اسفند در ۷۵ سالگی در بیمارستان تهرانپارس درگذشت. رفیق فریبرز رئیسدانا کسی بود که علم و شجاعت عمل را همزمان داشت. فریبرز رئیس دانا (۲۹ دی ۱۳۲۳ - ۲۶ اسفند ۱۳۹۸) نویسنده، اقتصاددان سوسیالیست و سندیکالیست، استاد دانشگاه در رشته اقتصاد، کنشگر حقوق بشر و زندانی سیاسی بود. در دانشگاه تدریس میکرد، در برگزاری آیینِ خاکسپاری و سالگرد نویسندگان نقش جدی داشت. خاکسپاری احمد شاملو در مرداد ۱۳۷۹ از روبروی بیمارستان ایرانمهر تا امامزاده طاهر کرج را فریبرز رئیسدانا اداره میکرد. در پاییز 1377 با محمد جعفر پوینده ناهارمیخورد، نگران محمد مختاری بود و خبر کشتهشدن مختاری و پوینده را همزمان شنید. در 28 آذرماه 1389 به طرح هدفمندی یارانهها با روش دولتِ احمدی نژاد اعتراض کرد. در نیمه شب، رئیسدانا در منزل شخصیاش بازداشت شد و یک ماه در بازداشتگاه ۲۰۹ زندان اوین در بازداشت به سر برد. شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست قاضی محمد مقیسه، او را به یک سال زندان تعزیری محکوم کرد. در متن حکم دادگاه، «عضویت در کانون نویسندگان، صدور بیانیه علیه سانسور، مصاحبه با رسانههای بیبیسی و بخش فارسی صدای آمریکا و متهم کردن جمهوری اسلامی ایران به آزار و تجاوز و شکنجه زندانیان» از دلایل صدور حکم اعلام شده بود. رئیسدانا بر این نظر بود که «اقتصاد ایران، گروگان گروههای خاص است و تنها دستبهدست میشود» و دولتها را تنها لایهیِ روبنایی میدانست. معیاری که رئیسدانا برای ارزیابی دولتها داشت، شیوه برخورد هر دولت با سندیکاها و تشکلها بود. فریبرز رئیسدانا منتقد جدی سیاستهای دولت هاشمی رفسنجانی، احمدینژاد و حسن روحانی بود. پس از سخنرانی در دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران در پشتیبانی از جنبش اشغال وال استریت در ۷ آذر ۱۳۹۰ احضارها و بازجوییهای او بیشتر شد. فریبرز رئیسدانا در ۱ خرداد ۱۳۹۱ برای اجرای حکم یک سال زندان خود بازداشت و به زندان اوین فرستاده شد. رئیس دانا در ۲۶ فروردین ۱۳۹۲ از زندان اوین آزاد شد، اما از آن پس تدریس و کارهای دانشگاهیاش محدود شد. فریبرز رئیس دانا انسانی بود که علم خویش را راهی برای عمل انقلابی خود کرده بود. در روزهای سخت کرونایی، مرگ غریبانهیِ رفیق فریبرز رئیسدانا اندوهی سنگین بر جریان روشنفکری ایران باقی گذاشت.
دومین درگذشتهیِ بزرگ ایران نجف دریابندری بود. نجف دریابندری در یکم شهریور 1307 در آبادان متولد شد و در 15 اردیبهشت 1399 در تهران درگذشت. دریابندری مانند تمام نویسندگان و مترجمان سدهیِ بیستم میلادی در ایران انسان متعهدی بود و همزمان با ترجمه فعالیت سیاسی نیز داشت. پس از کودتای امریکایی 1332 و بازگرداندن شاه فراری به ایران، نجف دریابندری در سال 1333 به اتهام عضویت در «حزب توده ایران» دستگیر و تا پای اعدام پیش رفت. دستخط و آخرین پیامهای رفیق «مرتضیکیوان» را دریابندری از بازداشتگاه لشکر۲ زرهی تهران به آگاهی مردم رساند. نویسندگانی مانند ارنست همینگوی، مارک تواین و برتراند راسل را دریابندری به خوانندگان ایران شناساند. دریابندری با ترجمهیِ «تاریخ فلسفه غرب» از برتراند راسل نقش مهمی در گسترش فکر فلسفی در ایران داشت. در سه کنفرانس ترجمه در دانشگاه تبریز (1369و 1373و 1377) دریابندری حاضر بود و سخنان آموزندهای دربارهیِ ترجمه بیان میکرد. نجف دریابندری در 92 سال زندگی رنجبار و سرشار از خلاقیت خود با ترجمهیِ رمان و فلسفه و نوشتن مقالههای فراوان سهم بسیار مهمی در ساختن فرهنگ مردم این سرزمین داشت. رفیق نجف دریابندری در ساعت ۱۱و۲۷ دقیقهیِ پیشروز ۱۵اردیبهشت غریبانه در تهران درگذشت و در 17 اردیبهشت در گورستان «بهشت سکینه کرج» به خاک سپرده شد.
بیماری کرونا تصور انسان از وجود تعادل در جهان را دگرگون کرد. ویروس کووید 19 حکومت ها را بسیار قدرتمند نمود و مردم را به کلی درهم شکست. مبارزهی مردم فرانسه با عنوان «جلیقه زردها» پس از پنجاه هفته خاموش شد. حرکتهای مستقلی مانند حرکت مردم سودان در سرنگونی عمرالبشیر در کشورهای جهان سوم تکرار نشد. انسانها از هم فاصله گرفتند و روحِ سازماندهی و سازمانیافتگی مردم در حزبها و گروهها برای دگرگونی به فراموشی سپرده شد. حکومتها قدرت وحشتناکی بدست آوردند. هر حکومتی اجازه یافت با استفاده از دستگاههای پیچیدهیِ مخابراتی مردم را زیر نظر و به سخنی در کنترل داشته باشد. در ایران و پس از چهار ماه خانهنشینی جمعیت به کلی خاموش شده است. نمایندگان حاضر در مجلس شورای اسلامی تشکیل شده در دوم اسفند سوژههای دور از واقعیت و سطحی را بیان میکنند. قدرتداران کنونی همچنان از رقیبهای پیشین خود انتقام میگیرند. نمایش قدرت نظامی در تلویزیون افزایش یافته و هیچ سخنی از وجود برنامه برای بهبود زندگی مردم به میان نمیآید. هر کاری برای تبلیغات حکومتی انجام میشود و مردم درمانده به تمامی فراموش شدهاند. سخنگویان بهداشتی حکومتی پایانی برای دورهیِ گسترش ویروس کووید 19 نمیدانند و یا نمیگویند. بیماری به یک گفتمان سیاسی تبدیل شده است. کشورهای جهان اختلاف ایدئولوژیک خود را در بستری از طرحها برای نجات انسانهای کشور خود طرح مینمایند. گسترش ویروس جهانی است، اما ارادهای یکسان در جهان برای مبارزه با ویروس کووید 19 پدید نمیآید. سازمان بهداشت جهانی بارها از کشورها درخواست کرده است که طرحی جهانی برای مبارزه با این ویروس لازم است، اما حکومت ایالات متحده امریکا سازمان بهداشت جهانی را تهدید به نپرداختن سهم مالی خویش میکند. سیستم سرمایه داری با اقتصاد و فرهنگ نئولیبرالی خود به مشکلی بزرگ برای جهان تبدیل شده است.
گسترش ویروس کووید 19 در جهان تا کنون نزدیک به یک میلیون انسان را از بین برده، اما دگرگونی خوبی هم پدید آورده است. در دوران همهگیری ویروس، استفاده از وسایل تولیدکنندهیِ گازکربنیک بسیار کم شد. هواپیماها و اتوموبیلها با سوخت بنزین از حرکت بازماندند و گازکربنیک تولید نکردند. پس از سالها نگرانی، هوا پاکتر شد، رنگ آبی آسمان به چشم آمد، باران مناسبی در بهار بارید و خاک زمین با پوشش سبزی آراسته شد. امسال کوهها پوشیده از گلهای رنگی است. در درههای آذربایجان چمنزارهای سبز با آلالههای زرد زینت یافتهاند و کوهها با صدها گیاهان ناشناس و با گلهای بنفش و زرد تماشاییتر شده است. امسال میتوان طبیعتی زیبا و پاک را در خارج از شهرهای آلوده تماشا کرد. ویروس کووید 19 را میتوان تیری تصور کرد که طبیعت به سوی جمعیت انسانی آلودهکننده و ساکن در شهرها پرتاب کرده است. بگذار آرزو کنیم انسان سدهیِ بیستویکم توانایی درک این نشانه را داشته باشد، کارهای ناپاککنندهیِ طبیعت را کنار بگذارد، جنگلها را آتش نزند، در دشتها درخت بکارد، آب را بخوبی مصرف نماید تا باری دیگر رودخانهها به جریان افتد، مسابقهیِ «مصرفگرایی» به عنوان ارزشی اجتماعی را فراموش کند و به فکر ساختن جهانی باشد که در آن تعادل محیط زیست و جامعه انسانی پدیدار شود.
این وبلاگ مکانی برای نمایش مقالههای عبداله باقری حمیدی در «نقد ادبی»، «نطریههای ادبی» و «گفتمان اجتماعی-تاریخی» است.